|
38 سال پيش انسان برای نخستين بار قدم روی ماه گذاشت؛ سفری نامعلوم به دنيای ناشناختهها. 21 جولای(30 تير) سال 1969 ميلادی روزی بود كه بشر ماه را فتح كرد.
سه، دو، يك،صفر، بومب! در روز 16 جولای سال 1969، يك موشك دو سفينه((كلمبيا)) و سفينه كوچكتر((ايگل)) را به فضا حمل میكرد. قرار بود با اين دو سفينه، بشر دنيای ديگری را كشف كند؛ جايی كه 385 هزار كيلومتر با كره زمين فاصله داشت؛ كره ماه.
ماموريتی خطرناك بود. به همين دليل، سه فضانورد بسيار ماهر_((نيل آرمسترانگ))، ((ادوين آدرين)) و ((مايكل كالينز))_ در داخل سفينه كلمبيا قرار گرفتند؛ آنها برای آمادگی در اين سفر، دو سال و نيم تمرين كرده بودند.
هيچ تضمينی برای موفقيت وجود نداشت. هيچ كس نمیدانست كه در كره ماه چه سرنوشتی در انتظار اين مردان است. آيا كامپيوترها و دستگاههای سفينه ايگل درست كار میكرد و میتوانست روی ماه فرود بيايد؟ اگر از روی ماه بلند نمیشد، چه بلايی بر سر فضانوردان میآمد، چهار روز تمام در فضا پيش رفت تا به مدار ماه رسيد.در آن جا آرمسترانگ و آدرين سوار((ماه نشين ايگل)) شدند. كالينز به وسيله بیسيم به همكارانش گفت:((مواظب خودتان باشيد!))
سفينه ايگل شبيه بك سوسك فلزی غول پيكر بود. فضای داخلی به اندازه باجه تلفن عمومی بود. آنها به ماه نزديك میشدند. ناگهان از گوشیهای گيرنده كه در گوششان بود، صدای خش خش بلند شد. ارتباط راديوی آنها با زمين دچار اختلال شده بود. اين نشانه خوبی نبود. حدود 15 كيلومتر بالاتر از سطح ماه، آرمسترانگ متوجه كوهها و صخرههای بلند سطح ماه شد. يك اشتباه درباره محل فرود. سفينه هم با سرعتی بيش از آنچه برنامه ريزی شده بود به طرف ماه حركت میكرد. صفحه كامپيوتر مدام علامت خطر میداد. فرصت زيادی برای فكر كردن نبود.
آرمسترانگ و آدرين با سرعت به طرف ماه میرفتند. فقط 305 متر فاصله تا سطح ماه بود. آرمسترنگ يك گودال بزرگ را تشخيص داد. دور تا دور گودال بزرگ را صخرههای بلند پوشانده بود.
بعضی از صخرهها به بزرگی يك خودرو بودند. آيا اين جا بايد فرود میآمدند؟ خيلی خطرناك بود. آرمسترانگ هدايت سفينه را بر عهده گرفت. سفينه ايگل به ماه نزديك شد. گرد و خاك زيادی به هوا برخاست. هيچ چيزی ديده نمیشد. خطر برخورد سفينه با سنگها وجود داشت. ناگهان چراغهای تماس سفينه با سطح ماه روشن شد. سفينه به آرامی روی سطح ماه فرود آمده بود و آن قدر آهسته اين اتفاق افتاد كه فضانوردان متوجه نشدند! دو فضانورد نفس راحتی كشيدند.
پياده شدن هم كار راحتی نبود. لباسهای مخصوص فضانوردی كه فضانوردان را از اشعههای مختلف، نور آفتاب و گرما محافظت میكرد، حركت را دشوار و بسيار كند میكرد. يك ربع ساعت طول كشيد تا آرمسترانگ از نه پله پلكان پايين آمد. سپس ايستاد. پلهها تمام شده بود. اما هنوز يك متر تا سطح ماه فاصله داشت. آيا بايد میپريد؟ سطح ماه چگونه بود؟ شايد درون آن فرو میرفت. او ترديد داشت. در همين لحظه، ميليونها انسان در روی كره زمين نفسهايشان در سينه حبس شده بود. آنها تصويرهای فرود انسان بر روی ماه را از تلويزيونهايشان تعقيب میكردند. دقيقا چهار روز و 13 ساعت و 24 دقيقه پس از پرتاب موشك، آرمسترانگ قدم روی ماه گذاشت. جملهای كه او در اين لحظه به زبان آورد و به جملهای تاريخی تبديل شد، اين بود:(( اين يك قدم كوچك برای بشر است، اما پرشی بزرگ برای بشريت خواهد بود.))
پس از نيل آرمسترانگ، ادوين آدرين روی ماه قدم گذاشت. وقت زيادی نداشتند. بايد روی ماه گردش میكردند بيشتر از آن كه راه بروند، میپريدند. جاذبه بسيار كم ماه به آنها كمك میكرد تا گامهای بلند بردارند. دو فضانورد از سطح ماه عكس و فيلم گرفتند. آنها 22 كيلوگرم خاك و سنگ ماه را برای نمونه جمع كردند و به زمين آوردند.
پس از دو ساعت و نيم، سوار قسمت بالايی سفينه ايگل شدند و سپس به سفينه اصلی پيوستند. در بازگشت، مشكلی پيش نيامد. طبق برنامه، سه كپسول حامل فضانوردان در وسط اقيانوس آرام فرود آمد و آنها خيلی زود از آب گرفته شدند. اين ماجرا نخستين سفر انسان به ماه بود.
group_haraji_org@yahoo.com : بخش سرگرمی سايت
|